| برای پسر حضرت زهرا(سلام الله علیها) |

عشق علی(علیه السلام) ما را به سوی هم کشانده / اصلا به جز این باوری دارم؟ندارم...

| برای پسر حضرت زهرا(سلام الله علیها) |

عشق علی(علیه السلام) ما را به سوی هم کشانده / اصلا به جز این باوری دارم؟ندارم...

| برای پسر حضرت زهرا(سلام الله علیها) |

مینویسم برای
شاعرترین و مهربان ترین و احساسی ترین و...
بهترین مرد دنیای زنانه ام.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اتاق مطالعه» ثبت شده است

| بسم الله النور |

این داستان:وقتی زنت پرو و دیوونه اس!


من:نمیتونم مطالعه کنم نمیدونم چرا...
علی:بهت که گفتم عزیزم،زندگی نامه ی علما رو بخون،چندبار بهت گفتم حدیث سرو و دانلود کن باهم ببینیم ولی تو باز میری هری پاتر دانلود میکنی و میبینی!همش بگم خوبه؟
من:آره!!!همش بگو بزار یادم بمونه!اه...چیکار داری هری پاتر نگاه میکنم؟!اصلا تو چیکار به مطالعه ی من داری؟!...

و در افق محو میشوم :) 

یه چالش 21 روزه برای خودم گذاشتم این کتاب فروغ ولایت رو تا شهادت امیرالمومنین(علیه السلام) تمومش کنم...
اینجام نوشتمش که برام افت داشته باشه اگر تموم نکردم 😕

حالا اینارو ول کننننن وای...وای...دیشب!
نصف شب از خواب بیدار شدم دیدم داری با اخم و چشم باز و تحت آزار طوری به سقف نگاه میکنی!منم حس کردم داری یه خواب بد میبینی اونم با چشم باز!!!دو طرف بازوهات و گرفتم و شروع کردم محکم تکون دادنت 
بعد تو با تعجب نگام کردی و گفتی سادات!چیشده؟!!! 
بعد من از این حالت تو ترسیدم و پرتت کردم اونور...😂😂😂😂😂😂😂😂 بعدشم قلبموکه درد گرفته بود گرفتم دستم
گفتم خواب میدیدی؟!!!
گفتی نه!داشتم پامو میخاروندم
وای..😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
خب چرا قیافتو اونطوری میکنی وقتی داری پاتو میخارونی...
بعدش آروم گفتی تشتکم پرید!😂😂😂😂😂😂😂
نصف شبی اینقدر بلند بلند میخندیدیم فکر کنم همه همسایه ها بیدار شدن!
مجـ سیصد و چهارده ـنون
۱۴ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۳:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر





اینجا اتاق مطالعه اس 

پشت اینجا کتابخونمونه... همون کتابایی که با عشق خریدیشون،با قایم موشک بازی خریدیشون و دنیای توی مغزت هستن!یه دنیای درونیت که شاید فقط من ببینمش اون دنیا رو.. شاید آقا مهدی و آقا سید و آقا میلاد و اینا هم ببینن البته. دنیایی که با این کتابا ساختی تو دلت و من از پنجره های چشمت اون و میبینمش و دوسش دارم درس همون اندازه که تو دوسشون داری... 

#❤


آینه و شمعدون





آینه و شمعدونمون

که کل خیابون و بالا و پایین کردیم و پا درد گرفتیم تا آخرش چیزی و که میخوایم با قیمت مناسب پیدا کنیم..و کردیم😍

درش و که باز میکنیم،اولین کادو ی تولد من و میبینیم که برام خریدی و عاشششقشم بس که قشنگ و دلبره... 

و این قسمت جزو دوست داشتنی ترین هامه.


کنج دنجش




اینجا کنج دنجته..

رنگ پارچه و چوب رو خودت انتخاب کردی،دوسش داری و کلی کیف میکنی از دیدنش

چونکه خوش سلیقه ای و البته این از انتخاب من مشخص بود و اصلا نیازی نبود به گفتن چون کاملا مشخصه!ولی خب... به هر حال... 

بالاش هم اون تابلویی و زدیم که خلاصه ای تمام زندگیمونه 

| شکر خدارا که در پناه حسینیم / عالم از این خوبتر پناه ندارد... |



#اینجا_بیت_العباس_است ...


مجـ سیصد و چهارده ـنون
۰۵ اسفند ۹۷ ، ۱۴:۵۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر



| بیت العباس (علیه السلام) |



اینکه من..

خونمونو عاشقم!.. سبز و سفید های آشپزخونه رو ، چوبی های پذیرایی و گرمای اتاق خوابمون و... سنتی آینه شمعدون های دلبرمونو... اتاق مطالعه رو با اون فرش لاکی و طرح هرمس دوست داشتنیمونو... کتابارو..مبل کنج دنج تورو... همه رو دوست دارم...

همین


اومدم که بنویسم که بمونه خونه ی اولمونو و خیلی دوس دارم. 

#خونه

#مای_سوئیت_هوم 

مجـ سیصد و چهارده ـنون
۰۵ اسفند ۹۷ ، ۱۲:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر